سقوطی دیگر ۲

درابتدا مصیبت وارده را به تمام خانواده هایی که عزیزانشون رو از دست دادند بخصوص خانواده ی خلبان تیمسار مهدی دادپی از پیشکسوتان صنعت هوانوردی تسلیت عرض می کنم.
خوب دوباره خبر پشت خبر این بار از شرکت هواپیمایی آریا !!! هنوز داغ حادثه ی کاسپین نرفته بود که آریا حادثه ساز شد . در فصل گذشته بصورت بسیار کلی در مورد هواپیماهای روسی نوشتم . یادتونه نوشتم “بخاطر همین هم هست که معمولاً بعد از از دست دادن سیستم های پروازی هواپیماهای شرقی معمولاً خلبان از انجام عمل نشستن اضطراری باز می ماند .“هواپیمای ایلیوشین آریا یک نمونه ی عینی بود که در هنگام فرود دچار حادثه شد .در این فصل از مسائل فنی عبور می کنیم و به نیروی انسانی می پردازیم . درسته که کشور ما در تحریمه هواپیما بهمون نمی فروشن قطعه و ابزار نداریم و با دست خالی و خون دل داریم طیاره می پرونیم . می دونین چرا ؟ حتماً این جمله رو شنیدین که می گن ” در ارتش چرا نداریم ! ” در ارتش همان چیزی رو که فرمانده می گوید باید اجرا کرد و هرگونه خبط و عدم عمل کردن نسبت به فرمان ما فوق برابر است با تخطئه و توبیخ !!! ” به نظر من بزرگترین سم در صنعت هوانوردی ما نظامی گری در بخش غیر نظامی است !!! یعنی اخلاق نظامی گری حاکم بر جایی می شود که حکم حکومتی و فرمان فرمانده برابر است با فاجعه ای بسیار دردناک . البته این به این معنی نیست که آدمای نظامی آدمای بدی هستند و کارشون رو بلند نیستند اتفاقاً بر عکس ! یعنی تعهد بیش از حد و فشار آوردن به خود و سیستمی که توانش بالاتر از میزان ثابت نیست باعث ایجاد خطا و در نهایت مرگ چند ده و یا چند صد نفر مسافر می شود .
بذارین واستون خاطره ای رو بگم از خود مرحوم دادپی که به حق که با نیت خیر و با تمام توان به ساخت و ساز در این صنعت پرداخت . شرکت هواپیمایی آریا وابسته به بنیاد ابوفاضل یکی از چندین موسسه ای است که برای صنعت هوانوردی فعالیت می کند . ابوفاضل همه چی تولید می کنه !!! ابوفاضل تقریباً بزرگترین مرکز تربیت خلبان . نیروی فنی و تخصص های دیگریست که پایتخت آن بندر عباس است . تیمسار دادپی معنی تمام صرفه جویی مایل به خساست اوج صرفه جویی و بهره بری ست . تقریباً این اصطلاح جا افتاده که دادپی ناجی شرکت های در حال برشکستگی بود . دادپی خلبان بود !!! به هواپیما روغن می زد !!! بار می زد !!! بلیط می فروخت !!! درس می داد !!! دادپی یک همه فن حریف بود ! اما فقط پول کم می داد ! طوری که بعضی دوستان اصطلاح آقای Don’t Pay را برای ایشون در نظر گرفته بودند . در هر صنعتی بر خلاف سخت افزار اون صنعت که منابع و ابزار هستش و به مرور زمان از ارزشش کاسته می شود در هواپیمایی با گذر زمان به ارزش آدما افزوده می شود این یک اصل حیاتی ست . عدم توجه به نیروی انسانی ! ارزش دادن به آن ! آموزش صحیح و اصولی و اخلاق کار تیمی در هر صنعتی مهم است اما در هواپیمایی واقعاً حیاتی است ! خستگی ، بی علاقه گی ، دلزدگی ، اضطراب ، و عصبانیت در انجام هر کاری باعث فاجعه می شود . این امری بود که تیمسار کمتر به آن توجه می کرد و در عوض به ساختن ساختمان ، آشیانه ، دفتر فروش ، ایاب ذهاب ، حق نهار ، و … می پرداخت . آنچه تیمسار و امثال ایشون که در صنعت هوانوردی ما به وفور یافت می شوند تربیت شده بر اساس سیستم سخت گیر نظامی ست یعنی اولویت با ماموریت است ! در صورتیکه در صنعت هوانوردی غیر نظامی اولویت با ایمنی ست . به گفته ی شاگردان و نزدیکان دادپی ایشون یک پول درآر و صرفه جوی کامل بود چیزی که اگر امروز عوام مدیران به آن نگاه کنند نه تنها خورده نمی گیرند بلکه تشویق هم می کنند . مدیرانی که بهره وری را در اصطلاح ” خرکاری ” می دانند یعنی زمین رو شخم بزنی و عرق کنی !!! علم با هیچ کس شوخی ندارد قوانین علوم برای همه ی مردم دنیا ثابت و محکم است و اگر ازش تخطی کنی جریمه اش بسیار سخت است حتی اگر رئیس جمهور و وزیر باشی . متاسفانه یا خوشبختانه در این حادثه فقط کادر پروازی و عده ای از مسافران جلوی هواپیما آسیب دیدند و جناب مدیرعامل محترم هم به دیار باقی سفر کردند . حادثه ای که من رو شدیداً به فکر فرو برد . تیمسار با تمام زحماتش خیانتی بزرگ به خودش کرد و آن استفاده از فرهنگ نظامی گری در کار غیر نظامی بود . شخصاًٌ عامل این سقوط را به دلایل زیر می دانم .
۱- مسامحه در امر خطیر آموزش و نگرش غلط به آن صرفاً به عنوان عامل درآمد زایی
۲- نداشتن سازمان درست تعمیرات و نگهداری هواپیما و داشتن دید فقط اقتصادی به امر مهم حمل و نقل هوایی
۳- اعتماد به نفس بیش از اندازه و به قولی ( Over confidence) برخی مسئولین هوانوردی
۴- عدم به روز شدن اطلاعات در شرکتهایی که معمولاً هواپیماهای قدیمی را پرواز می دهند .
۵- بی توجهی به سرمایه های انسانی و نگرش اشتباه نسبت به مدیریت نیروی انسانی و بهره وری از آن
متاسفانه بنده باید به عنوان وظیفه نسبت به بازرسین محترم سارمان هواپیمایی کشوری این نقد را عرض کنم .
بازرسین سازمان باید از پرسنل مجرب شرکت ها انتخاب و به کار گمارده شوند . متاسفانه بیشتر بازرسین سازمان هواپیمایی کشوری ما یا در کشورهای دیگر آموزش دیده اند و از مشکلات صنعت بی خبرند یا آنکه به واسطه ی تحصیلات بالای آکادمیک و روابط اداری و سیاسی در رده های حساس استاندارد قرار گرفته اند در صورتیکه این جدایی آنها از واقعیت های صنعت استمرار پیدا کند متاسفانه باید عرض کنم سوانح به تعداد بیشتری استمرار پیدا خواهد کرد . و این ممکن است حتی باعث مرگ مدیران عامل و مسئولین دیگری شود …
ادامه دارد …

